الملا فتح الله الكاشاني

176

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

سه كس كه ميبينى و ببايد دانست كه تعبير از صلاة به ركوع به جهت احتراز است از صلاة يهود و تنصيص بر آنكه مراد بقوله * ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * صلاة اهل اسلام است نه صلاة ايشان و نزد بعضى مراد به ركوع خضوع و انقياد است در احكام شريعت اسلام كما قال الشاعر لا تذل الضعيف علك ان تركع يوما و الدهر قد رفعه بعد از آن بر سبيل توبيخ و تعجب خطاب بعلماى يهود ميگويد كه * ( أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ ) * آيا ميفرمائيد مردمان را بنيكويى * ( وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ) * و فراموش ميكنيد يعنى ترك ميكنيد نفسهاى خود را مانند كسى كه نفس خود را فراموش كند * ( وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ ) * و حال آنكه شما ميخوانيد تورية را كه متضمن وصف پيغمبر ( ص ) است و وعيد بر عناد و ترك بر و مخالفت قول به عمل * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا پس تعقل نميكنيد و عقل خود را كار نميفرمائيد در قبح فعل خود تا باز ايستيد از آن يا آيا عقل نيست شما را تا شما را از اين عمل شنيع نهى كند و باز دارد و از وخامت عاقبت آن شما را تنبيه كند آيه در شان بعضى از احبار يهود مدينه است كه ياران خود را كه در ربقهء اسلام آمده بودند بر انقياد و احكام شرع محمدى ( ص ) ترغيب بدى ميكردند و خود از سبيل سلوك مسلمانى دور مىشدند و گويند ايشان به صدقه امر ميكردند و خود تصديق نميكردند و بر در لغت بمعنى توسيع است در خير ماخوذ از بركه فضاى واسع است پس متناول جميع خيرات باشد و لهذا گفته‌اند كه ( بر ) بر سه قسم است يكى بر است در عبادت حقتعالى دوم در مراعاة اقربا ( سيم ) در معامله اجانب و قوله * ( وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ ) * براى تبكيت ايشان است و عقل در اصل بمعنى حبس است و تسميهء ادراك انسانى به آن جهت آنست كه آن حبس آدمى كند از فعل قبيح و او را بر فعل حسن محبوس مىسازد و گاه هست اطلاق آن بر قوتى ميكنند كه نفس به آن درك اين ادراك مىكند و ذكر * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * توبيخ عظيمست بر احبار يعنى چگونه متفطن بقبح اين عمل نميشويد پس گوييا مسلوب العقوليد چه عقل دافع فعل قبيح است و آيه دال است بر قبح صنيعه و خبث نفس كسى كه واعظ غير خود باشد و خود به آن متعظ نشود و مشعر بر آنكه فعل او مانند فعل كسيست كه جاهل باشد بشرع و مانند عمل احمق كه از عقل عاريست و مراد به آيه حث واعظ است بر تزكيهء نفس خود و اقبال او بر تكميل آن تا قيام نمايد بربر و اقامة غير نمايد به آن نه آن كه مراد منع فاسق باشد از وعظ چه اخلال باحد امرين كه مامور بهما باشند موجب اخلال به ديگرى نمىشود و در مجمع البيان آورده كه علما را در سبب نزول اين آيه اقوال بسيار است يكى آنكه علماى يهود مردمان را بايمان آوردن امر مىكردند و خود بر كفر مصر بودند چنان كه گذشت دوم آنكه امر مىكردند مردمان را به آنكه چون محمد ( ص ) مبعوث شود بوى بگرويد و چون مبعوث شد به او نگرويدند سيم آنكه اتباع خود را امر مىكردند بتمسك تورية و خود ترك تمسك ميكردند به آن